ضرب المثل های ایرانی

دم خورشید کباب شدن
مبتلا شدن به گرفتاری و مصیبت و ...
دُم به کول گذاشتن
ناامید و شکست خورده پی کار خود ...
دُم به تله ندادن
گیر نیفتادن به جهت زرنگی و زیرکی
دلی از عزا درآوردن
بعد از مدتی کاری را به دلخواه و مطلوب و ...
دماغش را بگیری جانش در می آید
به آدم ضعیف و لاغر میگویند
دلش مثل آینه است
کنایه از آدم صادق و بی ریا و بی غل و ...
دلش طاقچه ندارد
کنایه از کم صبر و طاقت بودن
دل دل کردن
تردید داشتن،مردد بودن
دل دادن و قلوه گرفتن
گفتگو و هم صحبتی همراه با علاقه و ...
دل پر داشتن
از دنیا یا از کسی گله و ناراحتی داشتن
دل به دل راه دارد
دوستی و محبت راه دل را به دل باز کرده و ...
دل به دریا زدن
ترس و تردید را کنار گذاشتن و هرچه بادا ...
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
به دو معنی :1- دیوانه عشق خدا شدن
2-از ...
دعوا سر لحاف ملاست
برای رسیدن به مقصود چیزی را بهانه قرار ...
دستی از دور بر آتش داشتن
از دور شاهد ماجرا بودن و از دشواری ها ...
دست گل به آب دادن
خرابکاری کردن
دست کم گرفتن
کم ارزش شمردن و به حساب نیاوردن چیزی یا ...
دست کسی را خواندن
فکر کسی را خواندن،پی به خیالات کسی بردن
دست کسی را تو پوست گردو گذاشتن
کسی را لنگ و معطل گذاشتن
دستش نمک نداره
کسی که هرچه به این و آن محبت و خوبی ...
دست شکسته دنبال کار میرود اما دل شکسته نمیرود
در واقع روحیه و عشق و علاقه موجب انجام ...
دستش به دهنش میرسه
کسی که وضع مالی نسبتاً خوبی دارد و ...
دستش از گور بیرون مانده
مرده ای که حتی در زیر خاک هم نگران حال ...
دستش از دنیا کوتاه است
معمولا برای جلوگیری از غیبت پشت سر مرده ...
دست رد بر سینه کسی زدن
کسی را طرد و ناامید کردن و جواب منفی ...
دست راستش زیر سر من
آدم ناامیدی که آرزو کند جای دیگری و ...
دست خر کوتاه
به کسی که بی اجازه دست به طرف ...
دست چپ و راست را تشخیص ندادن
قدرت فهم و تشخیص نداشتن،نادان و مبتدی ...
دست به عصا
محتاطانه،با دقت و ملاحظه رفتار کردن
دست به سیاه و سفید نزدن
بیکاره و تن پرور بودن و هیچ کاری انجام ...

TotalRecords:1294
rPP:30
TotalPageCount:44
CurrentPage:38
PageNumberLength:15