غزل ها


لیست اشعار
چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده‌ایم
به گدائی به سر کوی شما آمده‌ایم
باز هشیار برون رفته و مست آمده‌ایم
ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده‌ایم
ما به نظارهٔ رویت بجهان آمده‌ایم
کشتی ما کو که ما زورق درآب افکنده‌ایم
اشارت کرده بودی تا بیایم
ما ز رخ کار خویش پرده بر انداختیم
ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
آنکه لعلش عین آب زندگانی یافتیم
ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
دو جان وقف حریم حرم او کردیم
اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم
دل به دست غم سودای تو دادیم و شدیم
گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
شمع بنشست ز باد سحری خیز ندیم
نسیم باد بهاری وزید خیز ندیم
ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم
از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم
ما مست می لعل روان پرور یاریم
اکنون که از بهشت نشان می‌دهد نسیم
کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم
ما جرعه چشانیم ولی خضر وشانیم
خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم
خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
خیز تا باده در پیاله کنیم
نشان دل بی نشان از که جویم
دلداده‌ایم وز پی دلدار می‌رویم
درد دل خویش با که گویم
ز باد نکهت دو تات می‌جوئیم
ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان
ای رخت شمع بت پرستان شمع بیرون بر از شبستان
ای رخ تو قبلهٔ خورشید پرستان
چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان
ای چشم تو چشم‌بند مستان
ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
نرگس مستت فتنهٔ مستان

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:18
PageNumberLength:15