غزل ها


لیست اشعار
ای بوستان عارض تو گلستان جان
ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
ای می لعل تو کام رندان
به من رسید نوید وصال دلداران
چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
ای غمزهٔ جادویت افسونگر بیماران
تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
چه خوش باشد میان لاله زاران
ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان
یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان
در تابم از دو هندوی آتش پرستشان
خوشا چشمی که بیند روی ترکان
خوشا صبح و صبوحی با همالان
ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
دلا از جان زبان درکش که جانان
زهی روی تو صبح شب نشینان
ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان
سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن
نه درد عشق می‌یارم نهفتن
نی نگر با اهل دل هر دم بمعنی در سخن
دوش چون از لعل میگون تو می‌گفتم سخن
هندوی آن کاکل ترکانه می‌باید شدن
بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
بر اشکم کهربا آبیست روشن
ترا که گفت که قصد دل شکستهٔ ما کن
ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن
وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
خویش را در کوی بیخویشی فکن
امشب ای یار قصد خواب مکن
جان بده یا دگر اندیشهٔ جانانه مکن
ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن
هر کس که برگرفت دل از جان چنانکه من
گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
به عقل کی متصور شود فنون جنون

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:19
PageNumberLength:15