غزل ها


لیست اشعار
دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست
اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست
نظری کن اگرت خاطر درویشانست
آن جوهر جانست که در گوهر کانست
دلم با مردم چشمت چنانست
مرا یاقوت او قوت روانست
یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست
گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست
روز رخسار تو ماهی روشنست
بوقت صبح می روشن آفتاب منست
سحاب سیل فشان چشم رودبار منست
گل بستان خرد لفظ دلارای منست
زلف لیلی صفتت دام دل مجنونست
آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست
آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست
گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست
من بقول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
ای فدای قامتت هر سرو بستانی که هست
ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
از روضهٔ نعیم جمالش روایتیست
ای پیک صبا حال پری چهرهٔ ما چیست
ز زلفش نافهٔ تاتار تاریست
برسر کوی عشق بازاریست
ترا که طرهٔ مشکین و خط زنگاریست
جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست
نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست
غرهٔ ما جز آن عارض شهرآرا نیست
نشان بی نشانان بی نشانیست
بتی که طره او مجمع پریشانیست
زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست
بدایت غم عشاق را نهایت نیست
هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست
کو دل که او بدام غمت پای بند نیست
هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست
عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست
اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیست
مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
روضهٔ خلد برین بستانسرائی بیش نیست
حذر کن ز یاری که یاریش نیست

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:5
PageNumberLength:15