غزل ها


لیست اشعار
چوعکس روی تو در ساغر شراب افتاد
دلبرم را پر طوطی بر شکر خواهد فتاد
گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد
چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد
بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
یاد باد آنکه نیاورد ز من روزی یاد
دل من زحمت جان برنتابد
هندوئی را باغبان سوی گلستان می‌فرستد
چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد
چون طره عنبر شکنش در شکن افتد
هر کرا یار یار می‌افتد
مه چنین دلستان نمی‌افتد
لطافت دهنش در بیان نمی‌گنجد
اگر آن ماه مهربان گردد
ز جام عشق تو عقلم خراب می‌گردد
چه بادست اینکه می‌آید که بوی یار ما دارد
در راه قربت ما ره‌بان چه کار دارد
با درد دردنوشان درمان چه کار دارد
درد محبت درمان ندارد
کسی کو دل بر جانان ندارد
آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد
هر کو بصری دارد با او نظری دارد
دل من باز هوای سر کوئی دارد
کدام یار که ما را پیام یار آرد
چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
خدنگ غمزهٔ جادو چو در کمان آرد
نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
کاروان ختنی مشک ختا می‌آرد
دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد
قصه غصه فرهاد بشیرین که برد
پیغام بلبلان بگلستان که می‌برد
توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد
سپیده‌دم که صبا دامن سمن بدرد
تاجداری کند آنکس که ز سردر گذرد
خنک آن باد که برخاک خراسان گذرد
ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
چو شام شد بشبستان باید کرد
به دشمنان گله از دوستان نشاید کرد
ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:7
PageNumberLength:15