غزل ها


لیست اشعار
عشق آن بت ساکن میخانه می‌گرداندم
گر می‌کشندم ور می‌کشندم
وقتست کز ورای سراپردهٔ عدم
با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
رخشنده‌تر از مهر رخش ماه ندیدم
نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم
روزی به سر کوی خرابات رسیدم
نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
ایدل ار خواهی به دولتخانهٔ جانت برم
دوش می‌آید نگار بربرم
چو برکشی علم قربت از حریم حرم
بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم
اشکست که می‌گردد در کوی تو همرازم
بیا که هندوی گیسوی دلستان تو باشم
ای روی تو چشمهٔ خور چشم
ای لاله برگ خویش نظرت گلستان چشم
تا چند به شادی می غمهای تو نوشم
می‌درم جامه و از مدعیان می‌پوشم
ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
من بار هجر می‌کشم و ناقه محملم
آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم
گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم
مدام آن نرگس سرمست را در خواب می‌بینم
گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم
آن ماه پری رخ را در خانه نمی‌بینم
خرم آنروز که از خطهٔ کرمان بروم
من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
این چه بادست کزو بوی شما می‌شنوم
این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم
حکایت رخت از آفتاب می‌شنوم
نسیم زلف تو از نوبهار می‌شنوم
مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
با لعل او ز جوهر جان در گذشته‌ایم
ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته‌ایم
ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده‌ایم

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:17
PageNumberLength:15