غزل ها


لیست اشعار
مهرهٔ مهر چو از حقه مینا بنمود
چشمت دل پر ز تاب خواهد
دلم بی وصل جانان جان نخواهد
جان بر افشان اگرت صحبت جانان باید
هرکه با نرگس سرمست تو در کار آید
سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید
پیداست که از دود دم ما چه برآید
بسالی کی چنان ماهی برآید
گوئی بت من چون ز شبستان بدر آید
به خشم رفتهٔ ما گر به صلح باز آید
بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
عشقست که چون پرده ز رخ باز گشاید
چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
نسیم باد صبا چون ز بوستان آید
یا رب این هدهد میمون ز کجا می‌آید
گلی به رنگ تو از غنچه بر نمی‌آید
این چه بادست که از سوی چمن می‌آید
کدام دل که ز دوری به جان نمی‌آید
مرا دلیست که تا جان برون نمی‌آید
ناله‌ئی کان ز دل چنگ برون می‌آید
کسی را از تو کامی برنیاید
مهی چون او به ماهی برنیاید
در پای تو هرکس که سر انداز نیاید
جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید
وهم بسی رفت و مکانش ندید
صبح چون گلشن جمال تو دید
جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید
مستم ز در خانهٔ خمار برآرید
سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگرید
آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید
دوش چون موکب سلطان خیالش برسید
حدیث شمع از پروانه پرسید
سخن یار ز اغیار بباید پوشید
همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
آن شکر لب که نباتش ز شکر می‌روید
کیست که با من حدیث یار بگوید
ز شهریار که آید که حال یار بگوید
مرغ جم باز حدیثی ز سبا می‌گوید
دست گیرید و بدستم می گلفام دهید

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:12
PageNumberLength:15