غزل ها


لیست اشعار
گرهٔ زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست
شعاع چشمهٔ مهر از فروغ رخسارست
به بوستان جمالت بهار بسیارست
نعلم نگر نهاده برآتش که عنبرست
سحر بگوش صبوحی کشان باده‌پرست
ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست
ای لبت میگون و جانم می پرست
گفتمش روی تو صد ره ز قمر خوبترست
لب شیرین تو هر دم شکر انگیزترست
بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
در خنده آن عقیق شکرریز خوشترست
زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجرست
فروغ عارض او یا سپیده سحرست
این همه مستی ما مستی مستی دگرست
جان هر زنده دلی زنده بجانی دگرست
بوستان طلعتش را نوبهاری دیگرست
آن نه رویست مگر فتنهٔ دور قمرست
ز آتشکده و کعبه غرض سوز ونیازست
از لعل آبدار تو نعلم برآتشست
ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست
باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست
شکنج زلف سیاه تو بر سمن چو خوشست
در شب زلف تو مهتابی خوشست
رخ دل‌فروز تو ماهی خوشست
بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشست
بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
خطر بادیهٔ عشق تو بیش از پیشست
بهار روی تو بازار مشتری بشکست
ای بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست
ترا با ما اگر صلحست جنگست
ابروی تو طاقست که پیوسته هلالست
رخت خورشید را یات جمالست
حسن تو نهایت جمالست
خطت که کتابهٔ جمالست
هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافلست
این چنین صورت گر از آب و گلست
ای من ز دو چشم نیم مستت مست
ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
دوش پیری ز خرابات برون آمد مست
سحرگه ماه عقرب زلف من مست

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:4
PageNumberLength:15