رباعی ها


لیست اشعار
اسبی که مرا خواجه بر آن اسب نشاند
ای خواجه فلان الدین که ریشت ... باد
ابر است گهر بار و هوا عنبر بیز
از جام توام بهره خمار آمد و بس
رویت که ازو گرفت نیرو آتش
دل خواستم از زلف سمن پوش تو دوش
گل بین که دریدند همه پیرهنش
دذر راه بسر همی پوید شمع
ای داده غمت بباد جانم چو شمع
از باغ جمالت ار آگه بودی گل
امسال مکرر است وقت گل و مل
ای کارگزاران درت شمس و زحل،
توفیق نمی‌شود به زاری حاصل
در باغ بهشت اگر نباشی خوشدل
بیمارم و کس نمی‌کند درمانم
شعر تو که هست قوت جان مردم
در وصل نماند بیش ازین تدبیرم
سرمایه دین و دل به غارت دادم
دوش آن بت شوخ دلربا گفت به چشم:
نی دولت آنکه یار غارت بینم
تا کی چو گل از هوا مشوش باشیم؟
من باغ ارم بر سر کویت دیدم
از دوست مرا چون نگریزد چه کنم؟
در مجلس تو ز گل پراکنده‌ترم
درویش، ز تن جامه صروت بر کن
دارم عجب از غنچه دل تنگ که چون
خواهم شبکی چنانکه تو دانی و من
زیر و زبر چشم ترا بس موزون
مهمان شماعیم نظر با ما کن
شاها به خطای اسب اگر شاه ز زین
تا کی پی هر نگار مهوش، سلمان،
عمری ز پی کام دل و راحت تن
عالم همه سرنگون توانم دیدن

TotalRecords:113
rPP:40
TotalPageCount:3
CurrentPage:3
PageNumberLength:15