متن شعر

سپید۲-نام همین دفتر!

سپید۲-نام همین دفتر!

نشسته میشوم کنار خودم
با همان پیراهن چارخانه
و شلواری که خاطرات تو را
سطر به سطر خاک خورده است
و سفارش میشوم
فنجانی از قهوه تلخ!
و فال میگیرم آمدنت را
/چقدر دوری/
و باز فنجانی دیگر
ق
ه
و
ه

تا تمام لحظه هایت را فال ...
هر بار دورتر میشوم از جنوب نگاه تو ...
باور نمی کنی
من که تمام شده ام
نیاز به سفارش شدن ندارم
انتظار تمام مرا فال ورق میزند!
آنقدر بی تابم
که فنجانها هم برای آمدنت
هذیان نذر کرده اند

تعداد دفعات مشاهده: 51