متن شعر

دیگر خدا شوهر مریم نمی شود

دیگر خدا شوهر مریم نمی شود

اینجا زمین ز "مــریم قـدیـسه" خسته اسـت
عیــسی حریم حرمـت مادر شکســته اسـت

اینجا زبان عشـــق ، چمــاق است وعــربده
انـــگارچشـــم غیــرت مانیِــز بستـه است

تنـــها مــــلاک برتــری تـــو گنــــاه شــــد
شـیطان به پای وسوسه هایت نشسـته است

آری بــهشــت از کف پــایــم ربـــوده شـــد
اینــــجا گنـــاه قوت پـاهـــای خســته اسـت

جایی که مرد ریشه بیماری اســت و بس
وقتی بشــر همیشـــه برایـت دو دسته است

حالا کــه روح حبـــس ابد در تن تو شد
وقتی زن از حمــایت تن دست شسته اسـت

باید از این زمانه ی غم رخت بست و رفت
وقتـی خـــدا هم از دل تو رخــت بسته اســت



تعداد دفعات مشاهده: 1841