متن شعر

هدیه

هدیه

ودیعه ایست سکوت
گزیده خاموشان
سخاوتیست سرشکت
دمی که می خندی
چو پلک می بندی
حدیث گم شدن راههای آزادیست ؟
تمام تهمت من را به خویش می
بندی
تو عطر بوسه فقری ، به دستهای مناعت


تعداد دفعات مشاهده: 243