متن شعر

اندوه نیمایی

اندوه نیمایی

شب تاریک پشت بامهای سرخ
تنها بود نیلوفر
شب تاریک پشت کوه نیل اندام
دشت ماهتابی بود
شب تاریک از کوچه پنهان خفت
درخت سبز لیمو میوه هایی داشت
می پنداشت
بهار دیگری بیدار خواهم شد
شب تاریک
نیلوفر تماشاگر
شب تاریک را بیدار تا خورشید
میان بیشه ها تا بید
دریا را نگاهی کرد
میان آبها مرغابی مرداب
به تنهایی دعایی خواند
و نیلوفر
میان خواب و بیداری
ملالی داشت
می پنداشت
زمستان شاخه را بیمار خواهد کرد


تعداد دفعات مشاهده: 66