ترامپ به سوی خط پایان می تازد یا آخر خط؟

1398/02/30 - 11:09:00 ق.ظ
ترامپ به سوی خط پایان می تازد یا آخر خط؟

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، اندک زمانی پس از حمله راکتی به ساختمانی در مجاورت سفارت آمریکا در بغداد، «دونالد ترامپ» واکنش نشان داد و در صفحه مجازی خود نوشت «اگر ایران جنگ می خواهد این به معنای پایان کارش خواهد بود». وی همچنین از ایران خواست تا دیگر آمریکا را تهدید نکند.
برخی رسانه ها این واکنش توئیتری را پاسخی به سخنان تازه فرمانده سپاه پاسداران می دانند که گفته بود دشمنان ایران اراده ای برای جنگ ندارند و از آن می ترسند.
نوشته تازه ترامپ یکی از بی پرواترین اظهاراتش علیه ایران و نه فقط جمهوری اسلامی است به طوری که صراحتا از نابودی ایران سخن به میان آورده است.
پیش از این یعنی ابتدای مردادماه پارسال، ترامپ در واکنش به هشدار «حسن روحانی» برای پرهیز آمریکایی ها از «بازی با دُم شیر»، شدیدترین حملات را روانه تهران ساخت و تاکید کرد هرگز و هرگز آمریکا را تهدید نکن. با این حال، نوک پیکان تهدیدات پیشین ترامپ بیشتر متوجه مسوولان ارشد جمهوری اسلامی بود و از این رو تهدید به نابودی ایران را می توان در میان مواضع خصمانه وی دارای تمایزی آشکار به شمار آورد.
این دست اظهارات رئیس جمهوری آمریکا یادآور موضع گیری های وی علیه رهبر کره شمالی در کشاکش تنش میان دو کشور در میانه سال 96 است.
درگیری های لفظی میان ترامپ و «کیم جونگ اون» پس از ششمین آزمایش هسته ای کره شمالی در تابستان آن سال آغاز شد و در نقطه اوج آن رئیس جمهوری آمریکا حریفش را خطاب قرار داد که هرگز آمریکا را تهدید نکن وگرنه کره شمالی با آتش و خشمی بی سابقه مواجه خواهد شد.
با گذشت چند ماه از زد و خوردهای کلامی میان رهبران دو کشور، آغاز مذاکرات مستقیم سبب شد تا ترامپ از روابط عمیق و دوستانه با کیم سخن بگوید.
نگاهی به لفاظی های اینچنین ترامپ برای برخی این برداشت را به وجود آورده است که توئیت های ترامپ را می توان تا حد زیادی متاثر از هیجانات درونی وی دانست؛ نظیر آنچه پاییز پارسال در گفت وگوی تلفنی وی با رئیس جمهوری ترکیه رخ داد و واکنش منفی پیرامونیان ترامپ را برانگیخت.
در اوج تنش ها میان آمریکا و ترکیه و به رغم تلاش چهره های تندرو کابینه برای اقناع ترامپ جهت شدت عمل مقابل «رجب طیب اردوغان»، برخی رسانه های آمریکایی نوشتند نتایج این گفت وگوی تلفنی از جمله اعلام خروج نظامیان آمریکا از سوریه، درست عکس هماهنگی های ترامپ با مشاورانش بوده است.
مولفه دیگری که در خصوص رفتارهای ضدایرانی ترامپ مطرح است تاثیرپذیری وی از تحریکاتی است که از سوی برخی بازیگران منطقه ای صورت می گیرد. از جمله سعودی ها که به تازگی با اتهام زنی به ایران در خصوص حملات هفته گذشته «الفجیره» و انفجار خط لوله نفتی عربستان از شدت عمل مقابل تهران سخن به میان آورده اند. در همین زمینه و همزمان با پیام بشدت خصمانه ترامپ، «عادل الجبیر» وزیر مشاور در امور خارجی کابینه سعودی گفته عربستان در پی جنگ نیست اما در دفاع از خود برابر ایران درنگ نخواهد کرد.
دشمنی تندروهای سعودی و دیگر افراطیون ضدایرانی در منطقه و آمریکا که «محمدجواد ظریف» از آنان به عنوان تیم «ب» یاد کرده، موجب ارائه این فرضیه شده است که پشت پرده انفجارهای مشکوک و و اخیر نفتی و نیز حمله دیشب به منطقه سبز بغداد می توان دست این تندروها را در کار دید تا در این دوره پرالتهاب مناسبات تهران- واشنگتن جرقه ای را بر انبار باروت خاورمیانه بیافکنند.
در مقابل این دیدگاه ها، طیفی عنصر هیجان زدگی و واکنش های هیستریک به عنوان عامل موثر بر شکل و شمایل پیغام های توئیتری ترامپ را رد می کنند و ایده هایی چون پیروی رئیس جمهوری آمریکا از «استراتژی دیوانگی» و «پیش بینی ناپذیری» را مطرح می سازند.
گذشته از اینکه رئیس جمهوری آمریکا به چه دلیلی و تحت چه شرایطی از عبارت پایان کار ایران سخن به میان آورده، این مساله مهم است که ترامپ پس از استفاده همه حربه های روانی، تبلیغاتی، تهدیدات نظامی و جنگ اقتصادی وارد فاز رویاپردازی و کاربرد ایده های محال شده و کشوری با تاریخ چند هزار ساله را تهدید به نابودی کرده که بزرگترین جهانگشایان تاریخ را به کرنش واداشته است.
در دورانی که سخن از تغییر مرزهای جغرافیایی نیز به امری دور از ذهن بدل شده و حتی ریزقدرت های منطقه ای نیز به واسطه حق حاکمیت و تمامیت سرزمینی قابل حذف از جغرافیای سیاسی جهان نیستند، یاوه پایان کار ایران بیش از آنکه نشانه قدرتنمایی باشد نمودی از ترکیب خشم و فروماندگی است.
ترامپ با انگیزه هایی چون ویران کردن مهمترین میراث دولت سلف دموکرات در سیاست خارجی یعنی برجام، بهره جویی و موج سواری روی خصومت طلبی سعودی ها علیه ایران و جلب حمایت و تحکیم پیوند با لابی های تندرو صهیونیستی کمر به دشمنی بیهوده با ایران بست با اطمینان به اینکه بر اریکه ریاست جمهوری بزرگترین قدرت بین المللی، با انواع ابزارها ایران را به تسلیم وا می دارد.
وضعیت کنونی آمریکا را می توان از رایزنی و موضع گیری های مختلف ترامپ و همراهانش البته منهای تندروها دریافت و اکنون بسیاری از تحلیلگران و رسانه ها می گویند هدف واقعی کاخ سفید انعقاد قراردادی با ایران به هر نحوه و هر قیمت ممکن است ولو اینکه نسخه ای شبیه برجام از آن حاصل شود.
سوء محاسبات ترامپ در این زمینه و تبعات بی اعتمادی سهمگینی که به وجود آورده بزرگترین عوامل بروز چالش خودساخته وی در ارتباط با ایران است.
زمان به سرعت برای ترامپ سپری می شود و تنها یک سال و نیم تا انتخابات نوامبر 2020 باقی مانده است. رئیس جمهوری آمریکا صراحتا و مکررا اعلام کرده به دنبال جنگ نیست زیرا بروز هرگونه درگیری در خلیج فارس با پیامدها و عواقب نامعلوم اصلی ترین وعده و شعار وی را منقضی می سازد. از سوی دیگر مقاومت ایران و حاضر نشدن پای میز مذاکره حیثیت رئیس جمهوری آمریکا را با خدشه ای جبران ناپذیر مواجه می سازد خصوصا اگر این شکست با ناکامی مذاکره با کره شمالی و آزمایشات احتمالی هسته ای و موشکی پیونگ یانگ و خرد شدن معامله قرن همراه شود.
هراس از تکرار سرنوشت «جیمی کارتر» برای ترامپ باعث شده تا وی شتابزده و هیجان زده چشم به تحولات ایران بدوزد و میان این دو گزاره سرگردان شود که خصومتی بیهوده وی را به خط پایان خواهد رساند یا آخر خطِ ریاست جمهوری در آمریکا.
پژوهش**9279

انتهای پیام /*