چرا ایران به افغانستان حمله نکرد؟

1398/02/28 - 07:20:00 ق.ظ
چرا ایران به افغانستان حمله نکرد؟

ایرنا: پنجره، پرونده هایی را درباره جریان های سیاسی و برخی شخصیت ها منتشر می کرد که بعضا پر سر و صدا هم بود. از آنها بگویید.
مهدی پور: بله. یکی از مسائلی که برای ما خیلی اهمیت داشت، این بود که جریان اصلاحات به سرکردگی خاتمی تکلیف خود را با موسوی و کروبی روشن نکرده بود. موسوی و کروبی مشخص بود دارند چه کار می کنند، آنها بیانیه و اطلاعیه می دادند، سخنرانی می کردند، مردم را تهییج به آمدن در خیابان می کردند ولی خاتمی مشخص نبود چه کار می کند و با این هاست یا علیه این هاست.
قبل از انتخابات هم ابتدا خاتمی اعلام نامزدی کرد و سپس موسوی اعلام کرد. خاتمی هم وقتی دید موسوی اعلام نامزدی کرد با یک نوع دلخوری از انتخابات کنار کشید.
در واقع خاتمی در دهه فجر 87 اعلام نامزدی کرد. موسوی گفته بود من با هیچ کس نامزدی ام راهماهنگ نمی کنم.
بعد از انتخابات هم خاتمی در مرحله انتخابات خیلی دیر وارد حمایت از موسوی شده بود، تا این که به جایی رسید که حمایت هایش را ادامه نداد. یعنی یک اختلافی وجود داشت در حمایت او از موسوی.
بعد از انتخابات هم خاتمی در یک مقطعی با این دو همراهی می کند و مابقی موارد را خود کروبی و موسوی با هم ادامه می دهند.
خاتمی در تظاهرات 25 خرداد بود که قبل از سخنرانی نمازجمعه رهبری و شنبه درگیری های سنگین 30 خرداد به وقوع پیوست، با موسوی و کروبی همراهی کرد.
البته خاتمی خود راسا بیانیه و اطلاعیه می داد ولی کمتر بیانیه ای را همراه موسوی و کروبی امضا می کرد.
ما در پنجره یک سوژه درآوردیم درباره «پایش نقش خاتمی» در این ناآرامی ها. خاتمی عضو مجمع روحانیون مبارز بود و از طرفی، کاهش نقش مجمع روحانیون مبارز در این تحولات برای ما، مهم بود. ما گزارشی راجع به مجمع با نام «عالیجناب خاکستری» منتشر کردیم و گفتیم که آقای موسوی خویینی ها پشت پرده این ماجراست که البته آقای خویینی ها هم با تندی این ادعای ما را رد کرد.
ادعای ما بر اساس کتاب و مجموعه ای بود که شاید اسناد متقنی هم نداشت، ولی سال ها قبل منتشر شده بود و موسوی خویینی ها را متهم به همکاری با سرویس جاسوسی روسیه می کرد؛ البته این ادهاعا درست نبود و هیچ وقت هم اثبات نشده بود.
ما در این گزارش نوشته بودیم نقش مجمع روحانیون مبارز در مواجهه این ناآرامی ها چیست؟ زیرا همیشه از مجمع به عنوان چپ اسلامی عاقل یاد می شد و آن موقع این ایراد وجود داشت که چرا مجمع سکوت کرده است؟

ایرنا: و گاهی هم به دولت احمدی نژاد می پیچیدید؟
مهدی پور: ما منتقد احمدی نژاد بودیم. وقتی آقای احمدی نژاد مشایی را به عنوان معاون اول خود منصوب کرد و با مداخله رهبری این انتصاب منتفی شد، دیگر همه می گفتند همه کارهای دولت احمدی نژاد دست مشایی است. نقد مشایی و احمدی نژاد در پنجره به کرات صورت گرفت.
یک گزارشی داشتیم درباره نقش مرموز مشایی در دولت تهیه می کردیم. فکر می کنم حدودا آذر یا دی ماه 88 بود. با افراد مختلفی مصاحبه کردیم.
معمولا هفته نامه هایی که شنبه ها روی دکه می آمد، روز سه شنبه هفته قبل آن، فایل صفحه آرایی و نهایی شده اش روانه چاپخانه می شد. اما ما در پنجره تا آخر وقت چهارشنبه ها صبر می کردیم تا آخرین اخبار این روز را هم داشته باشیم.
محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی وقت ارشاد به فریدحدادعادل جانشین مدیرمسوول زنگ زده بود که من دارم به آنجا می آیم تا با شما صحبتی کنم. فرید هم موضوع را به آقای زاکانی اطلاع داد.
ما البته برآورد دقیقی نداشتیم که رامین چرا می خواهد یکمرتبه سرزده به پنجره بیاید، ولی حدسمان این بود که هدفش این است که جلوی انتشار پرونده ای که درباره مشایی آماده فرستادن به چاپخانه کرده بودیم را بگیرد.

ایرنا: از کجا از تهیه چنین پرونده ای مطلع شده بود؟
مهدی پور: نمی دانم. ما برای تهیه مطالب این پرونده سراغ مرحوم داود احمدی نژاد برادر رییس جمهور وقت هم رفته بودیم. ایشان مدتی رییس بازرسی دفتر رییس جمهور بود که مدتی بعد البته راهش را از احمدی نژاد جدا کرد. البته منتقد جدی مشایی بود.
داود احمدی نژاد کمک هایی در جمع آوری اطلاعاتی درباره مشایی به ما کرد. گمانه زنی ما این بود که در این ارتباطاتی که ما با مصاحبه شونده ها برقرار کرده ایم بعضی با رامین و جریان مشایی هم مرتبط بوده اند و آنها را از این کار پنجره مطلع کرده اند و آنها به صرافت افتاده اند که ببینند چه چیزی قرار است منتشر شود.
خلاصه رامین به پنجره آمد و بازدیدی هم کرد و گفت و شنودی هم با تحریریه انجام داد ولی به نظرم چون زاکانی هم آنجا بود، دیگر ترجیح داد وارد این موضوع نشود؛ چون آقای زاکانی در همان جلسه هم بحث را به سمت انتقاد از عملکرد دولت برد.
ما این پرونده را منتشر کردیم؛ پرونده ای که می گفت پشت پرده احمدی نژاد، مشایی است. هنوز با گذشت ده سال از این کار، باز دوستان جریان احمدی نژاد همچنان به خاطر انتشار این پرونده از ما اظهار دلخوری می کنند.

ایرنا: و مصاحبه های بحث برانگیزی هم داشتید از جمله با آقایان رحیم صفوی و ولایتی؟
مهدی پور: بله. وقتی به ماجرای 9 دی 88 رسیدیم و بعد هم 22 بهمن همان سال که فتنه به شکل قابل توجهی فروکش کرد. ما وارد پشت صحنه برخی مسائل از جمله مسائل آن سال شدیم و گفت و گوهای تفصیلی با افرادی چون آقایان مصطفی پورمحمدی، رحیم صفوی، علی اکبر ولایتی، محمد جواد لاریجانی و صفارهرندی داشتیم .
مواردی برای اولین بار در کشور در این مصاحبه ها بیان شد. مثلا ولایتی برای نخستین بار طرح کرد که منشا پرونده هسته ای ایران، سانتریفوژهای آلوده ای بوده که از پاکستان وارد ایران شده است و پرفسورعبدالسلام دانشمند معروف انرژی هسته ای پاکستان، متهم اصلی این کار است.
ولایتی تشریح کرد که چطور به پاکستان رفتند و این سانتریفوژها را به عنوان وسایل پزشکی همراه خود به تهران آوردند ولی بعدا فهمیدند این سانتریفوژها آلوده بوده است و همین آلودگی باعث شد که آژانس اتهام فعالیت غیرصلح آمیز هسته ای را به ایران وارد کند.
نهادهای امنیتی کشور به انتشار این مصاحبه واکنش نشان دادند که چرا چنین مطالبی را در سطح جامعه مطرح کرده اید.
یا مصاحبه با سرلشکر رحیم صفوی فرمانده وقت سپاه پاسداران در هنگام حمله طالبان به دیپلمات های ایرانی در مزار شریف که مرداد 1377 رخ داد.
آقای صفوی در مصاحبه با پنجره گفت که بعد از این اقدام طالبان، رده های ارشد نهادهای نظامی کشور از جمله فرماندهی سپاه، تصمیم گرفتند که درس سختی به طالبان بدهند. قرار شد نیروهای نظامی ایران به خاک افغانستان حمله کنند. حتی دولت آقای خاتمی هم موافق این کار بود. این کار تنها یک مخالف داشت و آن مقام معظم رهبری بود که گفتند نیروهای نظامی ایران حق ندارند وارد خاک افغانستان شوند.
نقشه دیگر این بود که سپاه برود و در عملیاتی مخفی این دیپلمات ها را آزاد کنیم؛ آخر در روزهای ابتدایی هنوز مشخص نبود که آیا دیپلمات های ما همگی به شهادت رسیده اند یا هنوز زنده اند؟
سومین نقشه هم این بود که نیروهای نظامی ایران وارد خاک افغانستان شده و مساحتی از مرز را به عنوان نقطه امن تصاحب کنند تا طالبان نتواند از آن نقطه به ایران نزدیک تر شود. یعنی همان کاری که ترکیه با کردهای شمال عراق کرد.رهبریبا این اقدام هم مخالفت کردند و ما را از تجاوز به خاک همسایه منع کردند.
گفت و گویی هم با پورمحمدی درباره قتل های زنجیره ای داشتیم که البته چیزی از آن یادم نمانده است.
گفت و گو از: ناصرغضنفری
پژوهشم3081**1415

انتهای پیام /*