اعتبار برباد رفته ینگه دنیا

1397/02/22 - 02:12:00 ب.ظ
اعتبار برباد رفته ینگه دنیا

ایالات متحده آمریکا صرف نظر از قدرت نظامی، بخشی از اعتبار بین المللی خود را از میزبانی دائمی نهادهای جهانی مانند سازمان ملل متحد و جمعیت سرریز ملت های جهان عاریت گرفته، اعتباری که هر از گاهی براثر رفتارهای ناپخته دیپلماسی این کشور زیر سئوال یا بر باد می رود.
استقرار بزرگترین نهاد تصمیم گیری جهانی یعنی سازمان ملل متحد در خاک ایالات متحده آمریکا شاید مزیتی به لحاظ اعتبار سیاسی و بین المللی برای این سرزمین محسوب شود، کشوری که خود را مهد دموکراسی و احترام به حقوق ملت ها می داند یا به عبارتی سنگ "دایه مهربان تر از مادر" برسینه می زند.
تاسیس جامعه ملل و به دنبال آن سازمان ملل متحد از آن جهت اهمیت پیدا کرد که جوامع و ملت ها بتوانند در سایه یک میثاق جهانی و درک مشترک از مفاهیم انسانی، تهدیدهای زورگویان یا به اصطلاح گرگ های خشن که مطامع خود را در پاره کردن و بلعیدن سرمایه های دیگران می دیدند، حق دادرسی داشته باشند.
از این رو باید نوشته ها را در شان این حاکمان آمریکایی از منظر طنز نوشت و رفتارهای سیاسی یا دپیلماسی آنها را بوته نقد گذاشت.
اینکه میزبان ملل ( سازمان ملل) دستی برآتش فتنه و غارتگری دارد، حکایتی است که باید آن را در پوشش دستان آهنین با روکش مخملی سیاستمداران فرصت طلب و کینه ورز جستجو کرد، سیاستمدارانی که آبرویی برای مرجعیت سازمان ملل بلکه مردم آمریکا هم نگذاشته اند.
جمع و تفریغ بودجه این سازمان، فرصتی برای سرکیسه کردن آن است و یانکی ها خود محکمه ها برپا کرده و
چند وچون پرونده ها را بالا و پائین می کنند، چانه می زنند و با چکش به اصطلاح عدالت، مغز ملت ها را نشانه رفته و سرمایه هایشان را می بلعند.
از حق و حقوق حرف می زنند و برای موجودات اشک می ریزند اما مردن هزاران نفر درهیروشیما، ناکازاکی ، افغانستان و عراق برایشان مثل آب خوردن قابل هضم است.
قامت حق به جانب دارد این میزبان و برای حقوق بشر ناله می زند، اما آثار پنجه خون آلودش با هیچ اکسیری پاک نمی شود، میزبانی که گاهی رفتاری انساندوستانه به خرج می دهد تا افکارعمومی را خاموش کند.
یانکی ها خود را مهد دموکراسی می دانند اما با قبیله گراها رقص شمشیر دارند و با کودک کش ها سازگارند.
ریزش 2 برج را بهانه می کنند و از کودکان افغان و عراق انتقام می گیرند و قاتل قبیله گرای پولدار را در آغوش می کشند تا روز مبادا عجلش ( پایان تاریخ مصرف) فرا رسد.
برای مرگ سگ و گربه اشک می ریزند( که البته نباید کشت)، اما گرفتن جان بی گناهان، ختم تروریست است.
ینگه دنیا این جامعه (سازمان ملل) را زیر بغل گرفته تا به ملل عرضه اش کند، غافل از اینکه خود پاره جامه است و آنقدر درز و دوز دارد که نمی توان کتمانش کرد.
خلاصه حکایت ها دارد، ینگه دنیا و نمی شود با هیچ عقل ومنطقی آن را جفت و جور کرد، حاکمانش آنقدر بی بدیل اند که نمادشان الاغ و فیل دیگر موجودات است.
از هیچ حرف ورفتاری ابایی ندارند چرا که ژست آزادی بیان و رفتار دارند و دراین قالب گاهی می توان
حیوان شد.
در تبلیغ برای انتخاب ، "عوعو" می کنند و الاغ و فیل را به رخ یکدیگر می کشند که نتیجه مشخص است.
دراین وضعیت است که سازمانی به نام ملل در سایه ینگه دنیا بر اریکه تصمیم تکیه زده تا برای ملت ها
قانون بنگارد.
** پشت پا به پیمان ها
پشت پا زدن به میثاق های بین المللی، نکته جالب و حائز اهمیت در کارنامه سیاستمداران ینگه دنیا است ،
معاهداتی که هنوز جوهر امضای خودشان پای آن ها خشک نشده است.
در این منظر، تمسخر پیشکسوتان سیاسی خودی شیوه رایج گفتمان یانکی است، کمااینکه رئیس جمهور ترامپ، با عباراتی کنایه آمیز مذاکره دیپلماسی جان کری را در برجام به تمسخر می گیرد و در تفسیری عامیانه می توان آن را چنین بیان کرد که " آقای کری، کاش به جای قلم پایت، گردنت می شکست".

** رفتارغیرمعقولانه رئیس آمریکا از منظر دیگر
تصمیم دونالد ترامپ درخروج آمریکا ازبرجام، حکایت تاریخی کسانی است که با سرکشی و نافرمانی، اخلاق و میثاق انسانی را دور زدند و خود و اطرافیان را به پرتگاه سقوط بردند.
تاریخ سرکش ها و نافرمان ها سراسر درس و عبرت آموزی است، کسانی که با پشت پا زدن به اخلاق و میثاق، راه ظلم و ستم را پیشه کردند و از قدرت سلطه جویانه و یکه تازی خود بهره بردند، اما عاقبت با خفت وخواری در دل خاک مدفون شدند.
شاید سرنوشت صدام در قالب شخصیتی مانند دونالد ترامپ دوباره تکرار شود، دیکتاتوری که با نادیده گرفتن یک میثاق بین المللی و پاره کردن آن، جنگ های ناموفق اما پرهزینه درخاورمیانه به راه انداخت و عاقبت نصیب چوبه دار شد.
عهد شکنی نه در قامت یک فرد معمولی بلکه در ژست رئیس جمهوری آمریکا، اعتبار ینگه دنیا را برباد داد و واقعیتی نمایان ساخت که بستن عهد و پیمان با جنگ طلبان فاقد هرگونه ارزش بشری و جهانی است.
نباید فراموش کرد که میثاق های جهانی، معاهداتی برای اطمینان بخشی و مشارکت جویی جامعه جهانی در حرکت به سمت همسویی وهمراهی است یا به عبارتی سرآغازی برای فهم مشترک در چگونگی دستیابی به مقاصد انساندوستانه به شمار می رود.
آنچه تاسیس سازمانی به نام جامعه ملل یا پس از سازمان ملل متحد را الزام آور و ضروری کرد، پیشگیری از تهدیدهای ناصواب توسط برخی قدرت های محلی، ملی، منطقه ای و جهانی بود که موجودیت این مجموعه پرهزینه را رقم زد.
اتخاذ راه های مناسب برای برقراری تعامل و همکارهای بین المللی در کنار رقابت سالم اقتصادی، علمی ،
فرهنگی و... از اهدافی است که در میثاق نامه های هر یک از نهادهای بین المللی دیده می شود و این نهادها با این نیت که می توانند به تعاملات بین المللی سامان دهند یکی پس از دیگری شکل گرفتند.
اینک کنار گذاشتن برجام از روی میزآمریکایی ها، سرآغاز دیگری برای اتخاذ یک شیوه ناموفق در گفتمان های بین المللی و دیپلماسی جهانی است ، رفتاری که حتی برای آینده میزهای مذاکره شک و تردید ایجاد کرد.
رفتار رئیس جمهور ترامپ با برجام نشان داد که نشستن پای میز مذاکره با آمریکایی ها بی فاید است و این تجربه تلخ حتی همراهان دیرینه و سیاستمداران کهنه کار اروپا و آمریکا را به نا امیدی کشاند، اقدامی که به اعتبار دیپلماسی ایالات متحده آمریکا آسیب جدی رساند .
این اقدام نه برای ایران بلکه کره شمالی را هم در آستانه یک نشست دچار تردید و دودلی کرد، هرچند که شکستن این گونه عهد و پیمان ها توسط آمریکا موضوع جدیدی نیست چرا که پیش از اشغال عراق ، سیاستمداران آمریکایی در پس قوانین بین المللی و خلع سلاح عراق، ضمن اطمینان از نبود سلاح مخرب ،
این کشور را به اشغال درآوردند.
اینک که اعتبار ینگه دنیا با شکستن عهد و پیمان ها و هزاران خطای دیگر رو به افول است، شاید زمان آن باشد که جهان با یافتن میزبانی صالح برای ریش سفیدمداری ملل، دورنمایی روشن از روابط بین الملل را ترسیم کند.
7410/ 6155

انتهای پیام /*