ترامپ و حرکت بر لبه تیغ- محمد علی حیدری هایی*

1398/03/01 - 12:15:00 ب.ظ
ترامپ و حرکت بر لبه تیغ- محمد علی حیدری هایی*

آرایش نیروهای آمریکایی درمنطقه به گونه ای صورت گرفته که سطح تنش را بسیار بالا برده است،بطوری که تجمع این تعدادنیرو وادوات در منطقه، حساسیت ها را افزایش داده است و وضعیت به شکلی تغییر یافته که گویی ترامپ را به دنبال خود به سمت برخورد نظامی می کشند واین حاصل کار مشاورانی است که دور او را گرفته اند و او را بر لبه تیغ به حرکت در آورده اند.
چرا لبه تیغ ؟ اولا، او خواهان جنگ نیست، اما دورادور او تیمی شناخته شده حلقه زده است که در تمام دوران زندگی سیاسی شان یا بر شیپور جنگ دمیده اند یا بر طبل جنگ کوبیده اند ؛ جان بولتون و مایک پمپئو!

*بولتون
میخائیل دون هاورز گزارشگر خبرگزاری آلمان در واشنگتن درباره او می نویسد:بولتون مردی است که در تمام زندگی سیاسی خود استفاده از قدرت نظامی را ابزاری کاملأ قانونی برای تغییررژیم دیده است. او زمان جورج بوش قرار بود نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد شود، اما مجلس سنا که اکثریت آن در اختیار جمهوری‌خواهان بود با پیشنهاد بوش برای دادن چنین پستی به بولتون مخالفت کرد.
هاورز سپس اضافه می کند، "نفوذ این سیاست‌مدار تندرو در سیاست‌خارجی آمریکا اما رو به افزایش است، او که پیشتر به عنوان تحلیلگر نظامی در مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز خواستار تغییر رژیم کره‌شمالی و حمله نظامی به ایران شده بود، حال می‌گوید وظیفه او اجرای سیاست‌های رئیس‌ جمهور است. اما از قرار معلوم او تلاش می‌کند این سمت و سوی سیاست‌های ترامپ را تغییر دهد. اینکه رئیس‌جمهور آمریکا ناگهان می‌گوید اطلاعات محرمانه‌ای در اختیار دارد که نشان می‌دهد ایران برنامه‌های خطرناکی برای حمله به مواضع آمریکا یا متحدان آمریکا دارد، چنین برداشتی را تقویت می‌کند. بولتون در دوران ریاست‌جمهوری جورج بوش متهم شده بود که گزارش‌های محرمانه را آنطور که می خواهد تفسیر می‌کند. حالا هم برخی معتقدند که جان بولتون اطلاعات گزارش‌های محرمانه را با اغراق تفسیر کرده و به این نتیجه رسیده که ایران چنین برنامه‌های خطرناکی دارد.

*پمپئو
مایک پمپئو که از 13 مارس 2018 به عنوان وزیر خارجه آمریکا شروع بکار کرده است، پیش از این اداره ‌کننده سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده آمریکا(سیا) بود و پیشتر نماینده حوزه انتخابیه چهارم از ایالت کانزاس از حزب جمهوری‌ خواه در مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا بود و برای نخستین ‌بار در 3 ژانویه 2011میلادی به‌عضویت این مجلس درآمد.
پمپئو، عضو جنبش تی‌پارتی در حزب جمهوری ‌خواهان آمریکا و در منتهی الیه راست طیف سیاسی جمهوری‌ خواهان قرار می‌گیرد.او همچنین عضو انجمن ملی اسلحه،گروه لابی گسترش استفاده از سلاح گرم در آمریکا، از مخالفان سرسخت تعطیلی بازداشتگاه گوانتانامو وازطرفداران سرسخت مداخله آمریکابرای برکناری رهبرکره شمالی بوده است وبه همین دلیل کیم جونگ اون اخیرا برای دیدار بعدی با ترامپ شرط گذاشت که در نشست بعد پمپئو حضور نداشته باشد.
البته ترامپ از سال دوم ریاستش برکاخ سفید، بسیاری از مدیران منتسب به اوباما یا دمکرات ها و حتی جمهوری خواهان معتدل را کنار گذاشته و جای آنان را به تندروها داده است، اما فعلا نماد جنگ سالارانی که ترامپ را به سمت پرتگاه جنگ می برند، بولتون و پمپئو هستند.

*ویژگی های منطقه
دومین نکته بعد از اطرافیان ترامپ که او را بر حرکت بر لبه تیغ واداشته، مساله ویژگی های منطقه خلیج فارس است. برای تحلیل این بخش بهتر است کمی تاریخ منطقه رابویژه دردهه های اخیر مروری کنیم؛ منطقه ای که در 40 سال گذشته شاهد دست کم 3 جنگ بزرگ وطولانی بوده است و جالب اینکه تامین کنندگان مالی هزینه های این جنگ ها، دولت های ثروتمند عرب خلیج فارس بوده اند.
هر بار هم که جنگی در این منطقه شروع شده، دامنه های آن سال ها ادامه یافته است؛ جنگ تحمیلی صدام علیه ایران که 8 سال طول کشید و بعثی ها به کمک دلارهای نفتی دولت های یاد شده در منطقه و کمک های تسلیحاتی ابرقدرت ها اعم از شوروی سابق و آمریکا و فرانسه ، کاری از پیش نبردند.
بعد نوبت به حمله عراق به کویت رسید و سپس لشکرکشی و حمله آمریکایی ها در دو نوبت به عراق که یک تنش 12 – 13 ساله را کلید زد و در نهایت در 2003 و اشغال عراق و در ادامه هجوم تروریست های تکفیری که هنوز پرونده این آخری بسته نشده است.
از آن هنگام، امنیت منطقه وامنیت جهانی به شدت آسیب پذیر شده است، اروپایی ها اگرچه سلاح فروختند و نفت ارزان خریدند، اما در نهایت از این جنگ ها سودی نبردندوالبته آمریکایی ها نیز میلیاردها دلار هزینه کرده اندوهنوز نه درافغانستان و نه در عراق به آنچه می خواستند، نرسیدند.
این درحالی است که به اذعان سرشناس ترین تحلیلگران بین المللی، ایران، نه عراق است و نه افغانستان و نه قابل مقایسه با شیخ نشین های خلیج فارس وعلاوه بر اینکه ملتی مصمم در مسیر استقلال است، در سطح منطقه ای وسیع در غرب آسیا و سایر نقاط، دارای پایگاه های قدرتمند مردمی است.

*نگرانی از تحرکات تیم ترامپ
ازسوی دیگر، تبدیل تنش های سیاسی و تبلیغاتی به تنش نظامی، بخش وسیعی ازمنطقه را در ناامنی فرو می برد ودامنه های آن نه تنها منطقه که به اروپا نیز رسیده و شاید به همین دلیل است که رگه های نگرانی را بیش از همه جا در اروپا می توان شاهد بود.
اروپایی ها هفته گذشته، با بالا گرفتن تنش ها، از آمریکایی ها درخواست کردند بر شدت تنش در منطقه در ارتباط با توافق هسته‌ای دامن نزند، بطوری که "فدریکا موگرینی" مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بر لزوم مذاکره به عنوان تنها و بهترین راه برای پرداختن به اختلافات و دوری از متشنج شدن اوضاع در منطقه تاکید کرد و گفت: به حمایت کامل از توافق هسته‌ای با ایران و اجرای کامل آن ادامه می‌دهیم.
وزیر امور خارجه آلمان هم هشدار داد که اقدامات تنش‌زای واشنگتن در خاورمیانه ممکن است باعث بروز درگیری در این منطقه شود.
در نهایت آنگلا مرکل در گفت‌وگو با روزنامه آلمانی"زود دویچه سایتونگ"، از رویکرد آلمان، فرانسه و بریتانیا درباره توافق (هسته‌ای) با ایران که - در مقابل آمریکا رویکردی متفاوت اتخاذ کرده‌اند- دفاع کرد و گفت، "با وجود تمام تفاوت‌ها، در این زمینه با چین و روسیه منافع مشترکی داریم."
اما رهبران اسپانیا گویا بهتر از سایرین خطر را احساس کردند، بطوری که هفته گذشته به ناو متعلق به نیروی دریایی خود دستور ترک همراهی ناو آبراهام لینکلن را به مقصد خلیج فارس دادند، چرا که معتقدند ترامپ آدم غیر منتظره ای است.
مقامات اسپانیایی این تصمیم را موقتی خواندند و گقته اند به محض این که ناو 'آبراهام لینکلن' آب‌های نزدیک ایران را ترک کند ناوچه درادامه ماموریت این ناو را همراهی خواهد کرد.

*بهترین نسخه
در کمتر از یک هفته از شروع ژست نظامی آمریکا درمنطقه، روزنامه واشنگتن پست به نقل از چند مقام آمریکایی گزارش داده دونالد ترامپ از مشاوران ارشدی که به نظر وی ایالات متحده را به سوی تقابل با ایران می‌برند، ناراضی است، حال آنکه او به دنبال گفت وگو با ایران است.
اگر این خبرها صحت داشته باشد، نشان می دهد که ترامپ در حال بازگشت به مسیر عقلانیت است، چرا که برای خروج از وضعیتی که برایش دامن زده اند، ابتدا نیاز دارد، در تیم اطرافش تجدید نظر کند.
گزارش ها و اطلاعات بولتون از قدیم هم اعتباری نداشته وپمپئو هم که باید یک دیپلمات باشد و به آداب و قواعد دیپلماسی پایبند،مانند فرماندهان نظامی سخن می گوید و بیش از بکارگیری از عقل از احساسش پیروی می کند. آنها هر رئیس جمهوری را به سمت پرتگاه جنگ و فاجعه هول می دهند.
اما در مرحله بعد برای خروج از وضعیتی که برایش ایجاد کرده اند، باید به دنبال سازوکارهایی باشد تا شرایط گفت وگو و مذاکره فراهم شود و در عین حال برای پایین آوردن ریسک برخورد، بهتر است،کانال های ارتباطی بی واسطه و فوری تری را پیش بینی کرده و از حجم نیروهایش در منطقه بکاهد؛ این به نفع همه است که ترامپ از حرکت بر لبه تیغ بازایستد.
کارشناس مسایل بین الملل

انتهای پیام /*