رئالیسم




جنبش رئالیسم در سده هیجده در اروپا پا گرفت ودر سده نوزده راه پیشرفت و كمال پیمود و بزرگترین ودرخشان ترین مكتب ادبی جهان گردید. از این رو میبایست جنبش رئالیسم یا حقیقت پردازی رابه دو دوره تقسیم كرد؛ یكی رئالیسم سده هیجده كه پیشانگاه آن در انگلیس میباشند .دیگری رئالیسم سده نوزده كه پیشوایان آن در دانیل دفو ؛هنری فیلدینگ تولستوی ودیكنز و در فرانسه بومارشه مرسیه وبالزاك را میتوان نام برد .

پیروان این مكتب بر خلاف رمانتیكها به نقاشی توده و زندگی اجتماع خود می پردازندو آن را آنچنان كه هست نشان میدهند و حتی ریزه كاریها از دیدگان تیزبین آنانپوشیده نمی ماند هنرمند رئالیست همواره می كوشد زندگی را با آن شكلی كه واقعا هست نمایش دهد نه آن گونه كه باید باشد.

هدف رئالیسم كاوش و پی بردن ونمایاندن چگونگی واقعی هرچیز و بستگی ها وپیوندهای یك پدیده ودیگر پدیده هاست از این رو رئالیسم در برابر ایده آلیسم ورمانتیسم قرار میگیرد .

گزینش طبقات پائین و گوناگون مردم ونقاشی كردن و برجسته نمودن چگونگی های آن و نمایاندن آن ؛ نقش یك هنرمند رئالسیت در جهان هنر و ادب بشمار میرود.

برجسته ترین مسائل روز و موضوع های اجتماعی ؛ مطالبی است كه پیوسته اندیشه و ذهن نویسنده واقع بین را بسوی خود می كشد. جنبش واقع بینی كه زائیده زمان و مكان بوده و بیش از هر چیز به اندیشه ها و ویژگی های مردم اروپا بستگی داشت؛ اثر بسیاری زیادی در جهان هنر وادب هم زمان خود و پس از خود بخشید،

در فرانسه اونوره دوبالزاك با نوشتن ((باباگوریو))و ((اوژنی گرانده))و در انگلستان چارلز دیكنز با پدید آوردن شاهكاری ((الیورتویست))و((داستان دو شهر))و ((دیوید كاپرفیلد))این جنبش را به اوج بزرگی و فروغ رسانیدند.به ویژه بهره روسیه در این زمان بسیار زیاد و در خور پرواست . پیشوایان این مكتب در این سرزمین خود در زمره برجسته تریننویسندگان جهان بشمار میروند كه از آن میان لئون تولستوی با پرداختن ((جنگ و صلح))و ماكسیم گورگی و تور گینف با وجود آوردن شاهكارهای فراموش نشدنی؛توانستند خود را به گونه ستارگان تابناك آسمان نهضت رئالیسم در آورند.