ناتورالیسم




این مكتب زمانی در پهنه هنر واندیشه اروپا چشم به دنیا میگشاید كه دانش های تجربی و زیست شناسی به سر حد كمال رسیده و سده داروین آغاز گردیده است. و این جنبش نیز بی اختیار در زیر نفوذ این دانش ها و دانشمندان شكل میگیرد .

ناتورالیسم مكتبی است كه نه تنها گرایش زیادی به سوی طبیعت و نیرو و آئین آن نشان میدهد ؛بلكه بی پرده گردن به ((خبر علمی)) و ((روشهای تجربی))می نهد .بنیانگذار جنبش ناتورالیستی امیل زولا نویسنده فرانسوی كه خود برای شناساندن مكتب ناتورالیسم میگوید :

((اكنون دانش به قلمرو ما در میاید ؛ ما داستان سرایان در این مرحله از كار خود نمایندگان وضع فردی واجتماعی بشریم . همانگونه كه زیست شناسی دنباله كار فیزیكدانو شیمی دان را گرفته است ؛ما هم با تجربه ها و اندوخته هایمان كار زیست شناسی را دنبال میكنیم مهانگونه كه فیزیك دان یا شیمی دان روی ماده های بی جان كار میكنند

و زیست شناسی جسم های زنده را به زیر آزمایش میكشد ؛ ما هم باید روی چگونگی ها ؛ ویژگیها ؛ هوسها و اندیشه ها ورفتار آدمی زادگان وتوده های انسانی كار كنیم .))

از گفته پیشوای این مكتب به روشنی میتوان فهمید كه این دسته از نویسنده گان هیچگونه ارزشی برای اندیشه ؛خیال واحساس و هنرمند نمیشناسد و آدمی را موجودی بی اختیار در طبیعت و ناموس آن و موجودی بی اراده در پیشگاه ((جبر علمی)) میدانند این نویسندگان در پژوهشهای افسانه مانند خود به ((زیست شناسی)) بیش از ((جامعه شناسی))اهمیت میدهد؛از این رو افسانه نویسی را با آزمایشهای طبیعی و تجربی را یكسان میشمارد . خود ((زولا))جای دیگر درباره افسانه ناتورالیستی میگوید :

((افسانه ناتورالیستی آزمایشی واقعی است كه داستان نویس با بهره برداری از تجربه های خود روی افراد بشر انجام میدهد .))

طبیعت پردازان سده نوزده گذشته از پذیرفتن و پیروی((آئین طبیعت))و ((جبر علمی))

وروشهای آزمایشی به موضوع همخونی یا وراثت نیز پروای فراوان نشان میدادندو به تاثیر

خون پدر در فرزند باوری استوار داشتند . همچنین وضع جسمانی در دیده از حالت روانی مهمتر و اصیل تر بوده ناتورالیستها در افسانه های  خود هرگز انسان را با اراده و آزاد نشان نمیدادند بلكه او را بی اراده وبی اختیار در برابر نیروی جسمی وطبیعی ماوراءطبیعی نقاشی میكردند. در شیوه افسانه نویسی طبیعت پرستان هرگز ریزه كاریها را از چشم نمی اندازندو همچنین زبان گفتگوئی را در نوشته های خویش بكار میبرند .جنبش ناتورالیستی  در آغاز سده نوزده درخشیدن گرفت ولی درخشش آفتابش به زودی رو به تیرگی رفت

و دیری نپائید ؛اما اثری پیوسته و ژرف در مكتبها واندیشه های هنرمندان همزمان خود و دورانهای پس از خود بر جای نهاد .