هنر برای هنر




این مكتب را مانند همه مكتبهای دیگر نمی توان زائیده یك دوره ویژه یا یك عصر روشن و شناخته شده دانست ؛ولی با وجود این؛ آخرهای سده هیجده را میبایست دوران پیشرفت و رواج این مكتب شمرد.

این جنبش هنری نیز مانند دیگر جنبشها در خاك فرانسه پدید آمد و شكل گرفت و هنرمدان بنامی همچون شارل بودلر وتئوفیل گوتیه پیشوائی آن را ازآن خود ساختند؛ ولی در ریگر كشورهای اروپائی بویژه انگلستان نیز هواداران زیادی یافت و هنرمندان بزرگی چون جان راسكین و والترپتر و اسكار وایلد به آن رو نمودند . در سده های هفده و هیجده گاه با نمونه های از این شیوه اندیشه و هنرمدانی كه بدان سبك هنرنمائی كرده اند برمیخوریم؛ ولی تنها در آخرهای سده هیجده و آغاز سده نوزده است كه تابش این مكتب ادبی همه جا را فرا میگیرد .

این مكتب زمانی زائیده میشودو پرورش میابد كه در پیش آمدن انقلاب صنعتی در اروپا ودگرگون گشتن اجتماع و نیرو گرفتن سرمایه داری و اربابان كارخانجات هنرمند خودرا در توده خویش تنها میابدو همه چیز را دشمن هنر می پندارد .

رهروان وادی هنر برای هنر ؛ برآن بودند كه هنر را از بند همه چیز جز آفرینش زیبائی

رها سازند ؛ از این رو هدف هنر جز آفرینش زیبائی چیزی دیگر نمی بایست باشد و هیچ رنگ و شكل دیگری نمی پذیرد .

تئوفیل گوتیهخود درباره هنر مینویسد :فایده اش چیست؟ زیبا بودن ! آیا همین بسنده نیست ؟مانند گلها ؛ مانند عطرها ؛ مانند پرندگان ؛ مانند همه چیزهائی كه انسان میتواند

به خواست خود دگرگون سازد و تباه كند . هر چیز وقتی كه سودمند شد دیگر نمیتواند

زیبا باشد ؛زیرا وارد زندگی روزانه میگردد؛ همهی هنر همین است هنر آزادی است ؛شكوه است ولی به هیچ دردی نمی خورد...

همچنین در جای دیگر مینویسد:

((ما از آزادی هنر پشتیبانی مینمائیم؛ برای ما هرگز هنر وسیله نیست گ بلكه خود هدف است گ هر هنرمندی كه در پروای چیز دیگر به جز آفرینش هنر و زیبائی باشد گ در دیده ما هنرمند نیست .))

این مكتب چند گاهی پیشرفت كرد و رواج یافت ؛ ولی سرانجام نتوانست پسندیده همگان

بویژه توده سخن پروران وهنردوستان گردد و هنرمندان نام آوری چون الكساندردوما و دیگران به مخالفت با آن برخاستند ؛و از آن سخت بدگوئی نمودند.