سوررئالیسم




در میانه های سده نوزدهم گ در آن هنگام كه ادب دوستان سخن پرورهر گروه به گرد مكتبی جمع شده بودندو جنبشهای ادبی و هنری در گوشه و كنار اروپا وامریكا شكل میگرفت و گسترش میافت ؛ جنبش نوین دیگری بنام سوررئالیسم جلوه نمود. آندره برتون در آغاز این مكتب را راهبری می كردوهوست كه برای شناسائی این مكتب گفته است :

((ژرفترین احساسهای شخص هنگامی بتمام معناخود نمائی میكند كه پندارها و خیالهای وهم انگیز همه چیز را رهنمون گردد و اختیار از دست منطق انسانی بیرون شود.))

از این روست كه می بینیم پدیده های سوررئالیستی نیز بسان آثار رمانتیكی زائیده رویا و خیال هنرمند است تا واقعیتها و جلوه های زندگی اجتماع .

در چشم این دسته هنرمندان ؛ انسان تاریخی وارادی با تمام نیروی سازنده و دینامیكش

بی ارزش است . آنان در پی انسان غریزی و غیر تاریخی می گردند؛ از این رو به جهان كودكی و غریزه ها پا می گذارندو میكوشند تمام انگیزه های غریزی را در اندیشه و روان انسان متمدن نقاشی و زنده سازند.

سوررئالیسم را نمیتوان تنها یك جهان بینی هنری وادبی شمرد ؛ بلكه میبایست یك مكتب فلسفی و اجتماعی نیز بشمار آورد . از نقطه دید فلسفی و اجتماعی سوررئالیست بر پایه روانكاوی فروید استوار است .

پیروان این مكتب بر اصل هائی چند ایمان داشته و همواره بدانها تكیه مینمایند؛از آن میان؛نگرش وگرایش بسوی جهان رویا و وهم؛ به گونه ای كه آنها را از جهان راستی و

واقع بدر میبرد . واقع بینان تندرو این گرایش را چنین روشن میسازند:

((فقط در این جهان وهم آسا ؛ عقل نارسای بشر توانائی خود را از دست میدهد و آدمی

میتواند ژرفترین چیزهای هستی را درك و بیان كند.))

هنرمندان سوررئالیست با هر كوششی كه برای منطقی و واقعی ساختن هنر انجام می گردید به مبارزه و مخالفت بر خواستند.

 آنان هرگز روا نمی داشتند كه نیروهای منطفی و خردی هنر بر نیروهای خیالی و رویائی آنها برتری پیدا یابد. پدیده آنها هیچ چیز بیهوده تر از هنری نیست كه تنها برخی از واقعیتهای گوناگون طبیعی سخن به میان آورد .

با اندكی پروا و ژرف بینی ؛ به خوبی همبستگی ها و هم آهنگی های فراوانی میان سوررئالیسم با رمانتیسم وسمبولیسم نمایان میگردد.

هوبرت رید یكی از پیشوایان این اندیشه می نویسد :

هنرمند سوررئالیست با اصول اخلاقی سر ناسازگاری دارد از آن رو كه آن را گندیده میداند.))

او بهیچ روی نمیتواند اصول اخلاقی و عرفی ایراكه اختلاف و گسترش بی اندازه ((نداری ودارائی را ندیده میگیرد احترام بگذارد...))

اگر بخواهیم جهان بین سوررئالیسم را در گفته كوتاه و فشرده ای بشناسانیم ؛ میبایست سخن خود آندره برتون را در این باره بازگوئی نمائیم كه میگوید:

((یقین دارم كه در آینده ؛این دو حالت ضاهرا متضاد؛یعنی رویا و واقعیت ؛در نوعی واقعیت مطلق ؛كه همان واقعیت برتر است در هم آمیخته و یكی خواهند شد.))

این مكتب كه جنبه های علمی گوناگونی بخود میگیرد ؛ و از زبان شعر وهنر برای نمایاندن اندیشه ها وجهان بینی خود بهره ور میشود ؛ پس از چندی كوشش وگسترش رو به نابودی مینهد و پیش آهنگش هریك به راهی دیگر روی مینهند؛ ولی سوررئالیسم در جهان هنر و ادب و اندیشه جا پاهای فراوانی بجا می گذارد.