کلیم کاشانی

کلیم کاشانی یکی از بزرگ ترین شعرای قرن یازدهم هجری و از بزرگان سبک هندی است. نامش ابوطالب و در زمان حیات ”در ایران و هند“ معروف به طالبای کلیم و معاصر شاه عباس کبیر و ملک الشعرای دربار شاه جهان ( پنجمین شاه سلسله گورکانیان هند) بوده است.

محل تولد کلیم کاشان بوده، لیکن بعضی ها او را همدانی می دانند. کلیم وطن خود را چنین معرفی می کند:


کلبه تاریک من پیشم سواد اعظم است

فارغ ازکاشان کلیم از گوشه کاشانه شد

 

کلیم آسایش عیش وطن را

 برای اهل کاشان می گذارد

 

به هر حال آنچه مسلم است کاشانی بودن اوست و جالب این که بدانید وی در محله معروف به دروازه اصفهان کاشان زندگی می کرده و هنوز هم کوچه ای به نام کلیم د رآن محله وجود دارد.

مرحوم پرتو بیضایی بیت زیر را:

 

در دامن الوند اگر غنچه شود گل      

زنهار مگویید کلیم از همدان نیست

 

دلیل کاشانی بودن وی دانسته و می گوید: منظور کلیم این بوده که تا وقتی در دامن الوند، غنچه به گل تبدیل می شود، من همدانی هستم. آذر بیدگلی شاعر و محقق بزرگ عصر زندیه و صاحب تذکره معروف آتشکده آذر وی را صد در صد کاشانی می داند.

کلیم دو بار به هندوستان مسافرت می کند و در آنجا شهرت بسزایی می یابد و از طرف پادشاه وقت هدایای فراوانی دریافت می کند. وی هیچ وقت صاحب مال و منالی نبوده و هر آنچه به دست می آورده، بین فقرا تقسیم می کرده است.

کلیم به سبک هندی می سروده و در این راه هیچ کدام از هم دوره هایش به او و صائب تبریزی نرسیدند. وی از معدود شعرایی است که معنی را فدای مضمون کرده و دیوانش مشتمل بر هشت هزار بیت است که دارای غزل و مثنوی ورباعی و قطعه است. تقریبا در تمام تذکره‌ها تاریخ وفات کلیم به استناد ماده تاریخی که غنی کشمیری ساخته است، ذکر شده ،ولی هیچ یک ننوشته اند وی در چه سنی وفات یافته است. سند قابل اعتمادی که تا حدی سن او را تعیین می کند، ماده تاریخ هایی است که خود ساخته و در دیوانش ضبط شده است. دورترین ماده تاریخ او به زمان وفاتش سال 1000 ه.ق و نزدیک ترین ماده تاریخ به زمان وفات وی 1057 ه.ق می باشد. وفات کلیم در سال 1061 ه.ق اتفاق افتاده؛ بنابراین سن او 61 سال می باشد. به هرحال اگر قبول کنیم که اولین ماده تاریخ را اقلا در سن 20 سالگی سروده است. می توان سنین عمر او را در حدود 81 سال قیاس کرد. سال وفات وی به موجب قطعه تاریخیه بسیار عالی ملامحمد طاهر غنی کشمیری که یکی از شعرای بزرگ پارسی زبان هند است، سال 1061 ه.ق است. مدفن کلیم در مجاورت قبر قدسی مشهدی و محمد قلی سلیم طرشتی تهرانی در کشمیر است.

 

از غزلیات اوست:

پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت               ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت

وضع زمانه قابل دیدن دوبار نیست                  رو پس نکرد هر که ازین خاکدان گذشت

در راه عشق، گریه متاع اثر نداشت                صد بار از کنار من این کاروان گذشت

از دستبرد حسن تو بر لشکر بهار                   یک نیزه خون گل ز سر ارغوان گذشت

طبعی بهمرسان که بسازی بعالمی                  یا همتی گه از سر عالم توان گذشت

مضمون سرنوشت دو عالم جز این نبود          آن سر که خاک شد بره از آسمان گذشت

در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست                 در قید نام ماند اگر از نشان گذشت

بی دیده راه اگر نتوان رفت پس چرا             چشم از جهان چو بستی ازو میان گذشت؟

بدنامی حیات دو روزی نبود بیش                آنهم «کلیم» با تو بگویم چسان گذشت

یک روز صرف بستن دل شد با آن و این       روز دگر بکندن دل زین و آن گذشت

تعداد دفعات بازدید: 440